تعارض منافع در سازمان یعنی حالتی که در آن منافع شخصی یا گروهی از افراد با منافع سازمان یا سایر بخشها در تضاد قرار میگیرد، بهطوریکه تصمیمگیری یا عملکرد آن فرد یا گروه ممکن است به نفع خودشان و به ضرر کل سازمان تمام شود . به عبارتی دیگر زمانی که یک فرد یا واحد در سازمان، به دلایلی مثل سود شخصی، روابط خانوادگی، پاداشهای مالی یا حتی شهرت شغلی، تصمیمهایی میگیرد که نه به نفع سازمان، بلکه به نفع خودش یا اطرافیانش باشد، تعارض منافع به وجود آمده است.
مثالهای واقعی از تعارض منافع در یک کارخانه تولیدی
- مدیر خرید و تأمین کننده
مدیر بخش خرید کارخانه، قراردادهای تأمین مواد اولیه را فقط با شرکتی خاص میبندد چون آن شرکت متعلق به یکی از اقوام اوست، حتی اگر قیمت و کیفیت آن پایینتر از رقبا باشد . درنتیجه ، سازمان ضرر مالی میکند ، ولی آن فرد یا خانوادهاش سود میبرند. - کارشناس کنترل کیفیت و واحد تولید
کارشناس کنترل کیفیت متوجه میشود برخی محصولات دارای نقص هستند، اما چون میداند توقف تولید باعث تأخیر در تحویل و کاهش پاداش واحد تولید میشود (و خودش با مدیر تولید رفاقت دارد یا پاداش میگیرد)، گزارش نمیدهد . در نتیجه محصول معیوب به بازار میرود و به اعتبار برند آسیب میرسد. - مدیر منابع انسانی و استخدام
مدیر منابع انسانی، یکی از بستگانش را به عنوان انباردار استخدام میکند، در حالی که او تخصص و تجربه لازم را ندارد، اما افراد شایسته دیگر رد شدهاند . در نتیجه بهرهوری انبار کاهش مییابد و عملکرد کلی تولید مختل میشود. - بخش برنامهریزی تولید و واحد فروش
واحد فروش برای رسیدن به اهداف فروش، سفارشهایی میگیرد که خارج از ظرفیت تولید هستند، اما چون بخشی از سود به شکل پاداش به مدیر فروش میرسد، موضوع را به تولید اعلام نمیکند . در نتیجه مشتری ناراضی میشود و اعتبار سازمان ضربه میخورد.

یک مثال واقعی از تجربیات میدانی خودم
مدتی در یک شرکت تولید تجهیزات امنیتی به عنوان مدیر توسعه فعالیت می کردم . این شرکت لیدر بازار تجهیزات امنیتی بود و برند اول بازار محسوب می شد و از سابقه حدود چهل سال برخوردار بود . این شرکت یک مدیر فروش داشت که از ابتدای تاسیس این شرکت در آن فعال بود و فرزند این مدیر فروش ، نماینده پخش محصولات در تهران بود . شرکت در برهه ای از زمان که دریافته بود که فروش محصولات در سایر شهرستان های ایران کاهش یافته است به این نتیجه رسید که در هر شهرستان یک نماینده قوی جهت توزیع محصولات ایجاد کند . بعد از مدتی هزینه و تبلیغ و مذاکرات با فعالان قدرتمند در شهرستان ها و اعطای نمایندگی به آنها تغییر آنچنانی در میزان فروش به شهرستان ها مشاهده نمی شد . پس از بررسی ها و آسیب شناسی ها مشخص شد که نماینده تهران ، محصولات را حتی زیر قیمت به سایر فعالان غیر نماینده در شهرستان ها ارائه می کرد و در نتیجه علاوه بر اینکه نمایندگان رسمی نتوانستند موفق بشوند بلکه مشکلات دیگری ایجاد شد که تشریح آن خارج از موضوع است . این مورد یکی از موارد تجربه شده توسط خودم از عارضه تعارض منافع به عنوان یک مانع در بهبود حتی در شرکت های با سابقه را می توانم بیان کنم .